نویسنده : مهشاد تاریخ : شنبه 16 بهمن1389
نیا نیا گل نرگس، جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لب ها، یکی برای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، که در ضلال دلی
هزار آینه نقش و، یکی ز خال تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت، دلی برای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، ز رنجمان تو نکاه،
کسی ز خلق و خلایق، فدای راه تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، بدان و آگه باش
که جای سجده گه ما، هنوز مال تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، به مجلس ندبه
که ندبه، ندبه خرقست، پایگاه تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، دعای عهد کجاست
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است، ولی برای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت، ولی برای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، که چون علی(ع) تنها
به فجر صبح ظهورت، کسی کنار تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، تو را به خاک بقیع
که شهر ما، نه محیای گام های تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، نیا به دعوت ما
هزار نامه کوفی، یکی برای تو نیست
**
نیا نیا گل نرگس، فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیس

اگه بي هوا كسي وارد زندگيت شد، بدون كار خدا بوده.
اگه بي مهابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد، بدون كار خدا بوده.
اگه گريه هات توي خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خرد بشي، بدون تنها
محرمت خدا بوده.
حالا هم اگه دلت شكسته و بغض تنهايي خفت كرده، شك نكن!
تنها مرهمت خداست كه از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آورده.
آخه مي دوني،
خدا خيلي تنهــــــاست!!!!

شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت:یا رب از چه خارم کرده ای؟
به صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت:دیوانه لیلایت منم
در رگت پیدای و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت اواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا رب
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم